دریچه ای رو به زمانی دور و دست نیافتنی
چه بیم اگر این روزها عطش نوشتن دارم ؟ بگذار در دل این شبهای بی پایان تنها در انتهای این سال خسته زلفی با کلمات و اندیشه گره زده باشم ...حتی اگر ردی از آن همه فکر و نوشته اینجا هم نباشد ! راستی چند روز پیش من و باران بودیم و صندلی خالی این روزها ...
نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت
1 قبل از ظهر توسط مرد بارانی| |
| Design By : Night Skin |